خرید بک لینک
می ترسم.از رفت و آمد با بعضی آدمها میترسم. حتی میترسم از سر ذوق و علاقه ام جلوی بعضیها به کودکی ابراز علاقه کنم. بلافاصله برمیگردن میگن:چرا بچه دار نمیشین. شش ماه... نه ماه... یکسال... از عروسیتون که گذشت. همینطور هم که بیشتر میگذره بیشتر جویا میشن. خیلی دلم میخواد بگم این موضوع کاملا شخصی است و به خودم و همسرم مربوط لطفا دخالت نکنید.

وقتی دوستام میگن چرا بچه دار نمیشید راحت تر جواب میدم. اینکه فعلا مشکل مالی داریم و آمادگی بچه دار شدن نداریم .باید من شغلی بدست بیارمو و شوهرمم باید جاپاش در کارش محکم بشه. توضیح خیلی چیزها سخته.خصوصا واسه اقوام. گفتن هر چیزی مسبب توضیح در مورد خصوصی ترین چیزهای زندگی میشه که کماکان دخالت در پی داره.

از این جمله متنفرم که بچه روزیشو با خودش میاره یا هرکی دندان دهد نان دهد. واقعا اینهمه کودک کار و گرسنه چیه پس؟بعدم مگه بچه فقط غذا میخواد؟

بچه مراقبت میخواد.آموزش میخواد.تربیت میخواد.حوصله و وقت میخواد. من دوست ندارم فرزندم با کمبود بزرگ بشه. دوست ندارم نگاه کن به بچه های عموش که در رفاهن و اون مثلا نیست. خداییش در شرایط فعلی که بچه ها از بیشترین ابزار و وسایل رفاهی برخوردارن و من به عنوان یک مادر در توان خودم نمیبینم که واسه فرزندم اینکارو کنم چرا یه بچه بیارم که میدونم نگاه میکنه قضاوت میکنه و مقایسه.

به خدا به کسی مربوط نیست که چرا ما بچه دار نمیشیم. من بچه ها رو دوست دارم.خصوصا دختر بچه هارو.اما واقعا در اولویت زندگیم نیست. تو رو خدا انقدر سن و سالمو هیکلمو توی سرم نکوبید. میدونم سنم داره میره بالا.میبینم که دارم چاق و چاقتر میشم. میدونم هردوتاش واسه بچه دار شدن بده. میفهمم.خر که نیستم. اما دیگه شماها مدام در هر بار دیدنم متذکرم نشید.

بعضی اوقات اعصابم انقدر بهم میریزه که سر شوهرم خالی میکنم و میگم مقصرش تویی. نه جواب فامیلهاتو میدی. نه شرایطت بهبود میابه که زودتر بچه دار شیم. خب تو مردی چه میفهمی بحران یائسگی و نازایی و.. واسه یه زن یعنی چه

برچسب: نویسنده: نیما احمدپور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:02

صفحه بندی