خرید بک لینک
بی پولی خیلی بد. مخصوصا وقتاییکه میخوای یه کار مهمی کنی و دستت خالیه. یا میخوای به یکی حالی بدی باز دستت خالیه. سر چهارراه امام جمعه، یک آقای مسنی هست که یکی از پاهاش معیوب و با عصا زیر بغلش راه میره. همیشه روزنامه میفروشه.اهل خوندن روزنامه نیستم اما واقعا هربار به پستم خورده پول اضافه نداشتم که بخوام ازش روزنامه بخرم. سه راه شرف آبادم هربار میرم، باز یه پیرمرد ریشی هست که لنگ ماشین میفروشه،حقیقتا نیاز ندارم اما دلم واسش میسوزه.از این آدمها کم نیستن. خیلی زیادن. اما این دو مورد رو زیاد میبینم. همیشه دلم میخواسته خدا اونقدری بهم درآمد میداد که بتونم به مستحقها کمک کنم. اما هیچ بار نشد. چند روز پیش که توی برنامه ماه عسل صحبت از طرح محسنین شد و گفت ماهی پنجاه تومن حقیقتا دلم میخواست توش شرکت کنم.اما ماهی پنجاه تومن واسه منی که شغل و درآمد ثابت و مکفی ندارم خیلیه. اما از خدا خواستم اگه کمکم کرد و شغل خوب و دائمی با حقوق خوب و مشخصی نصیبم شد بخشی از درآمدم رو صرف این طرح کنم.

از پول پایان نامه ای که نوشته بودم مقداریشو برای ثبت نام در آزمون استخدامی کنار گذاشتم.بخشی شو صرف خرید مایحتاج خونه کردم. هرچند که خونوادم مخالفن از اینکه من پولی رو واسه خونه خرج کنم و اینو وظیفه تمام شوهرم میدونن اما خب منکه توی دلم نیت کمک به بقیه آدمهاست چه اشکالی داشت اولین کمک رو به همسرم میکردم.بعدم منکه همیشه پول ندارم. تنقلاتم هردو استفاده میکردیم. بخش دیگه پولمو خواستم پس انداز کنم اما ترجیحا دادم یه پلاک و زنجیر طلا خریدم. چون فکر میکنم سودش بیشتر از سپرده بانکی باشه. ته ته کارتم یه مبلغ بسیار جزیی موند.خیلی جزیی. نمیتونستم از بانک بکشم که با اون مبلغ برم روزنامه یا لنگ بخرم. اگرم تو کارتم میموند قطعا بستنی میخریدم یا شارژ اینترنت گوشیمو میدادم.اما ترجیح دادم اونو برای زندانیان مالی اهدا کنم. میدونم خیلی کم بود.اما فکر کردم با مجموع پول دیگران مبلغ خوبی میشه.راستش بیشتر از همه دلم واسه اون دختر فوق لیسانسی سوخت که بخاطر بدهی شرکت افتاده بود هفت سال زندان. تصمیم گرفتم از این به بعد با پولی که دانشگاه بهم میده یا کار پایان نامه که میکنم یه مبلغ مشخصی رو از طریق نرم افزار آپ به حساب یکی از سازمانها برای حمایت از مردم مشکل دار بریزم. اگر خدا رو عنایت کرد و در زندگی شغلی من تحولی عظیم رخ داد حتما در طرح محسنین شرکت میکنم.خصوصا که خودم فرزندی ندارم. ان شاالله خدا قبول کنه

برچسب: نویسنده: نیما احمدپور تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 15:36

صفحه بندی